دفترچه خاطرات نوروزی
دفتر خاطراتم را باز میکنم.ورق می زنم.وای چه بوی خوبی.بوهای خوش خاطرات خوب و بد زندگی
یادش بخیر.....
وقتی کودک بودم *هنگامی که نزدیک عید می شد
قاشق زن های محلمون میومدن در خونمون و قاشق زنی می کردند
پدربزرگم در خونه رو باز می کرد و با قاشق زن سلام و احوال پرسی می کرد
بعد از این حرفا بشقاب یا کاسه ی قاشق زن رو می گرفت و میبرد و توش روپر نخود و کشمش می کرد و می آورد و می داد به قاشق زن
قاشق زن هم بسیار خوشحال و خندون می شد و خداحافظی میکرد و می رفت به خونه های دیگه و از اونا نیز چیز های مختلف میگرفت
یادش بخیر........................
ما را در سایت اطلاعیه مهم2 دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14